خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سایهوار از نارسایان جهان غربتیمشخص طاقت رفته وما نقش پای طاقتیم
۲
عجزبینش جوهر ما را به خاک افکنده استیک مژه گر چشم برداریم گرد فطرتیم
۳
دامن افشاندن ز اسباب جهان بیمدارآنقدرها نیست اما اندکی بیجرأتیم
۴
هیچکس چون شمع داغ بیتمیزیها مبادسر به جیب و پا به دامن درتلاش راحتیم
صفحهٔ ۱ از ۳