شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل منوا دل من وا دل من وا دل من وا دل من
۲
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن منوانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
۳
واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل منوقت سحرها دل من رفته به هر جا دل من
۴
بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل منساکن و گردان دل من فوق ثریا دل من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth