شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آینه‌ای بزدایم از جهت منظر منوای از این خاک تنم تیره دل اکدر من
۲
رفت شب و این دل من پاک نشد از گل منساقی مستقبل من کو قدح احمر من
۳
رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر منشکر که سرگین خری دور شده‌ست از در من
۴
مرگ خران سخت بود در حق من بخت بودزانک چو خر دور شود باشد عیسی بر من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth