خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد آن فرصت که ما هم عذر لنگی داشتیمچون شرر یک پر زدن ساز درنگی داشتیم
۲
دل نیاورد از ضعیفی تاب درد انتظارورنه ما هم شیشهواری نذر سنگی داشتیم
۳
عافیت چون موج شست از نقش ماگرد نمودتا شکست دل پر افشان بود رنگی داشتیم
۴
یأس گلکرد از نفس آیینهٔ ما صاف شدآرزو چندانکه میجوشید رنگی داشتیم
صفحهٔ ۱ از ۳