شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قابل بار امانتها مگو آسان شدیمسرکشیها خاک شد تا صورت انسان شدیم
۲
در عدم جنس محبت قیمت‌ کونین داشتتا نفس واکرد دکان همچو باد ارزان شدیم
۳
ای بسا نقشی‌که آگاهی به یاد ما کشیدتاکنون زیب تغافلخانهٔ نسیان شدیم
۴
گفتگو عمری نفسها سوخت تا انجام کارهمچو شمع ‌کشته در زیر زبان پنهان شدیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth