خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیمباده شورانگیخت بیرون خم راز آمدیم
۲
آینه صیقل زدن بی صید تمثالی نبودسینه در یادت خراشیدیم وگلباز آمدیم
۳
جسم خاکی گر نمیبود اینقدر شوخی که داشتبیشتر زین سرمه باب چشم غماز آمدیم
۴
چون سحر زین یک تبسم قید نیرنگ نفسبا همه پرواز آزادی قفس ساز آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۳