خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتست کنم شور جنون عام و بگریمچون ابر بر آیم به سر بام و بگریم
۲
تا گرد ره هرزه دویها بنشینداز آبله چشمی بکنم وام و بگریم
۳
چون ابر به صد دشت و درم اشک فشانیستکو بخت که یکجا کنم آرام و بگریم
۴
فرصت ز چراغ سحرم بال فشان رفتاز منتظرانم که شود شام و بگریم
صفحهٔ ۱ از ۲