خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه لفظ از پرده میجوشد نه معنی میدهد رویمهمان یک رفتن دل میکند گرد آنچه میگویم
۲
مپرس ازمزرع بیحاصل نشو و نمای منچو تخم اشک میکارم گداز ناله میرویم
۳
به چندین ناز خونم میچکد در پردهٔ حسرتتغافل بسملم یعنی شهید تیغ ابرویم
۴
ندارم از هجوم ناتوانی رنگ گرداندنبه رنگ سایه گر آتش نهی در زیر پهلویم
صفحهٔ ۱ از ۳