شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسته‌ام چشم امید از الفت اهل جهانکرده‌ام پیدا چوگوهر در دل دریا کران
۲
بسکه پستی در کمین دارد بنای اعتباربعد ازین دیوارها بی‌سایه خواهد شد عیان
۳
از تجمل سفله را ساز بزرگی مشکل‌ستخاک ‌از سامان بالیدن نگردد آسمان
۴
ای تمنایتْ خیال‌اندیشِ تصویرِ محالصید خود کن دیگر از عنقا چه می‌جویی نشان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth