شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکاندو نرگست قبله‌گاه مستی دو ابرویت سجده جای مستان
۲
سخن ز لعل تو گوهر آرا نگه ز چشم تو باده پیماصبا ز زلف تو رشته بر پا چمن ز روی تو گل به دامان
۳
به غمزه سحری‌، به ناز جادو، به طره افسون‌، به قد قیامتبه خط بنفشه‌، به زلف سنبل‌، به چشم نرگس‌، به رخ‌ گلستان
۴
چمن به عرض بهار نازت در آتش رنگ‌ گلفروشیسحر زگل‌ کردن عرقها به عالم آب شبنمستان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth