شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گشاد چشمی نشد نصیبم به سیر نیرنگ این دبستاننگه به حیرت گداخت اما نکرد روشن سواد مژگان
۲
زهی به شوخی بهار نازت شکست غرور امکاندو نرگست قبله‌گاه مستی دو ابرویت سجده‌گاه مستان
۳
خرد کمند هوس شکار است‌، ورنه در چشم شوق مجنونبجز غبار خیال لیلی کجاست آهو درین بیابان
۴
عدم به این بی‌نشانی رنگ گلشنی داشت‌ کز هوایشچو بال طاووس هر چه دیدم ز بیضه‌اش داشت گل به دامان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth