خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غرور خودنمایی تا کنیم از یکدگر پنهانچو شمع کشته در نقش قدم کردیم سر پنهان
۲
چو یاقوت از فسون اعتبار ما چه میپرسیز پاس آبرو داریم آتش در جگر پنهان
۳
بنازم سبزهٔ خطی که از سیر سواد اونگه در سرمه میگردد چو مژگان تاکمر پنهان
۴
چه فیض است این که در اندیشهٔ شیرینی نامشچو مغزپسته میگردد زبانها در شکر پنهان
صفحهٔ ۱ از ۳