شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش عشرت است دمبدم از غم‌گریستندرزندگی چو شمع پی هم‌گریستن
۲
آنرا که نیست رنگ خلاصی ز چاه طبعچون دلو لازم است به‌عالم‌گریستن
۳
غرق است پای‌تا به‌سر اندرمحیط اشکباید سبق‌گرفت ز شبنم‌گریستن
۴
بنیاد ما ز اشک چو شبنم رود به باداجزای ما چو شمع کند کم گریستن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth