شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روانی نیست محو جلوه را بی‌آب‌گردیدنسزدکز اشک آموزد نگاه ما خرامیدن
۲
به داد حسرت دل کس نمی‌پردازد ای بلبلچوگل می‌باید اینجا از شکست رنگ نالیدن
۳
فسردن چند، از خود بگذر و سامان توفان کنقیامت نغمه‌ای حیفست سر در تار دزدیدن
۴
که می‌داند کجا رفتند گلچینان دیدارتهم از خورشید می‌باید سراغ سایه پرسیدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth