خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر مشت غبار خود پریشان میتوانکردنبه چشم هر دو عالم ناز مژگان میتوانکردن
۲
متاع زندگی هر چند میارزد به باد اینجابه همت اندکی زین قیمت ارزان میتوانکردن
۳
شب حرمان فرو بردهست عصیانگاه هستی رااگر اشکی به درد آید چراغان میتوان کردن
۴
بهار دستگاه شوق و چندین رنگ سوداییجنون مفتست اگر یک ناله عریان میتوان کردن
صفحهٔ ۱ از ۳