شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل‌ گر یک شرر شوق تو پنهان می‌توان ‌کردنچراغان چشمکی در پرده سامان می‌توان کردن
۲
به رنگ غنچه ‌گردامان جمعیت به چنگ افتددل از اندیشهٔ یک گل گلستان می‌توان کردن
۳
زکلفت بایدم پرداخت حسرتخانهٔ دل رااگر تعمیر نتوان کرد ویران می‌توان کردن
۴
گرفتم سیر این‌گلشن ندارد حاصل عیشیچوگل از خون شدن رنگی به دامان می‌توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth