خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دارد این گیر و دار هستی گداز صد نام و ننگ خوردنشکست آیینه جمع کردن فریب تمثال رنگ خوردن
۲
خوشست از ترک خودنمایی دمی ز ننگ هوس برآییبه کسوت ریش روستایی ز شانه تا چند چنگ خوردن
۳
شرار تا سر ز خود برآرد نه روز بیند نه شب شمارددماغکمفرصتان ندارد غم شتاب و درنگ خوردن
۴
مزاج همت نمیشکیبد که ساز نخلش نظر فریبدبه صد فلک دست و دل نزیبد فشار یک چشم تنگ خوردن
صفحهٔ ۱ از ۳