خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همعنان آهم، آشوبِ جهان خواهم شدنپیرو اشکم محیط بیکران خواهم شدن
۲
دل ز نیرنگ تغافلهای او مأیوس نیستناز میگوید که آخر مهربان خواهم شدن
۳
چون سحر زخمم سفارشنامهٔ گلزار اوستقاصدِ خون گر نباشد خود روان خواهم شدن
۴
نرگسش را گر چنین با تیرهروزان الفت استبعد ازین چون مردمک یک سرمهدان خواهم شدن
صفحهٔ ۱ از ۳