شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رساند عمر به جایی دل از وفا کندنکه کس نگین نتواند به نام ما کندن
۲
ز دست عجز بلندی چه ممکن است اینجامخواه از آبله دندان پشت پا کندن
۳
اگر به ناله‌ کنی چارهٔ‌ گرانی دلهزارکوه توانی به یک صدا کندن
۴
به جا نکنی نشود کام مدعا شیرینزمین مرقد فرهاد تا کجا کندن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth