خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند به عیب من وما چشمگشودنآیینهٔ ما آب شد از شرم نمودن
۲
مانند شرر دانهٔ بیحاصل ما رانا کاشته دیدند سزاوار درودن
۳
زین بیش کهکاهیدی از اسباب تعینای صفر هوس بر تو چه خواهند فزودن
۴
جمعیت دل وقف مقیم پس زانوستباید به تامل مژهای چند غنودن
صفحهٔ ۱ از ۳