خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۴۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنیمت گیر چون آیینه محو شان خود بودنجهانی را تماشا کردن و حیران خود بودن
۲
چه صحرا و چه گلشن گر تأمل رهبرت گرددسلامت نیست غیر از پای در دامان خود بودن
۳
ز تشویش دو عالم چشم زخم آزاد میباشدته یک پیرهن از پیکر عریان خود بودن
۴
دو دم شغل معاصی انتظار رحمتی داردکه باید تا ابد شرمندهٔ احسان خود بودن
صفحهٔ ۱ از ۳