شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۴۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تماشای این چمن در مژگان فراز کنز خمستان عافیت قدحی‌ گیر و ناز کن
۲
مشکن جام آبرو به تپشهای آرزوعرق احتیاج را می مینای راز کن
۳
مپسند آنقدر ستم ‌که به خست شوی علمگره دست و دل ز هم مژه بگشا و باز کن
۴
به چه افسانه مایلی‌که ز تحقیق غافلیتو تماشا مقابلی ز خیال احترازکن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth