شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شوخی تا قدح می‌گیرد آن بیدار مست منبه چینی خانهٔ افلاک می‌خندد شکست من
۲
خیالش نقش امکان محو کرد از صفحهٔ شوقمبه صورت‌ پی نبرد آیینهٔ معنی‌پرست من
۳
چو آن آتش که دود خویش داغ حسرتش داردنگردید از ضعیفی سایهٔ من زیر دست من
۴
به نظم عافیت در فتنه‌زار کشور هستیلب و چشمی‌ست‌ گر مقدور باشد بند و بست من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth