خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۵۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیامد کوشش بیحاصل گردون به کار منمگر از خاک بردارد مرا سعی غبار من
۲
نهال نالهام نشو و نمای طرفهای دارمدل هرکس گدازی دید گردید آبیار من
۳
نمیدانم چه برق افتاده در بنیاد ادراکمکه داغ دل شرار کاغذی شد درکنار من
۴
به وحشت نالهٔ آزادم از گردون چه غم دارداسیر طوق قمری نیست سرو جویبار من
صفحهٔ ۱ از ۳