خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز بهار می کشد زندگی از بهار منمجلس و بزم می نهد تا شکند خمار من
۲
من دل پردلان بدم قوت صابران بدمبرد هوای دلبری هم دل و هم قرار من
۳
تند نمود عشق او تیز شدم ز تندیشگفت برو ندیدهای تیزی ذوالفقار من
۴
از قدم درشت او نرم شدهست گردنمتا چه کشد دگر از او گردن نرمسار من
صفحهٔ ۱ از ۲