شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذشت ز خاکم بت‌ گل پیرهن منچون صبح نفس جامه درید ازکفن من
۲
یاد نگهش بسکه به تجدید جنون زدشد چشم پری بخیهٔ دلق ‌کهن من
۳
یارب زنظرها به چه نیرنگ نهان ماندبرق دو جهان شمع قیامت لگن من
۴
بر وحشتم افسون قیامت نتوان خواندبی شغل سفر نیست چو کشتی وطن من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth