شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
۲
خواب بدیده‌ام قمر چیست قمر به خواب درزانک به خواب حل شود آخر کار و اولین
۳
آن قمری که نور دل زو است گه حضور دلتا ز فروغ و ذوق دل روشنی است بر جبین
۴
یومئذ مسفره ضاحکه بود چنانناعمه لسعیها راضیه بود چنین
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth