شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۶۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به اوج قدس فرش آستان انداختهسجده در بارت زمین بر آسمان انداخته
۲
هرکجا پایی به راهت برده عجز لغزشیبر سپهر ناز طرح‌ کهکشان انداخته
۳
شمع خلوتگاه یکتایی به فانوس خیالکرده مژگان باز و آتش در جهان انداخته
۴
دستگاه حیرتت در چارسوی آگهیجنس هر آیینه بیرون دکان انداخته
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth