خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشنعجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
۲
مگر گم شد سر رشته چه شد آن حال بگذشتهکه پوشیده نمیماند در آن حالت سر سوزن
۳
خنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجددر این قندیل دل ریزد ز زیتون خدا روغن
۴
دلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوشکه از تأثیر این آتش چنان آیینه شد آهن
صفحهٔ ۱ از ۳