خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی که عجز شود دستگاه بیکاریگره گشایی ناخن کشد به سر خاری
۲
میان آگهی و راحتست بیزاریز جوهر آینهها راست دام بیداری
۳
دمیده است ز زنجیر بال وحشت موجبود رهایی ما در خور گرفتاری
۴
کسی مباد اسیر شکنجهٔ افلاسکه آدمی به سر دار به زناداری
صفحهٔ ۱ از ۳