خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرینبه هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
۲
زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسهبرآرد شیر از سنگی که عاجز گشت از او میتین
۳
تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدیکه هر جزوت شدهست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
۴
چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق راتو هم مر کشته خود را بیا برخوان یکی تلقین
صفحهٔ ۱ از ۲