خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب چشم نیم مستش وا شد ز خواب نیمیدر دست فتنه دادند جام شراب نیمی
۲
موج خجالت سرو پیداست از لب جوکز شرم قامت او گردیده آب نیمی
۳
گیرم لبت نگردد بی پرده در تکلماز شوخی تبسم واکن نقاب نیمی
۴
زان ابر خط که دارد طرف بهار حسنتخورشید پنجهٔ ناز زد در خضاب نیمی
صفحهٔ ۱ از ۳