خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدیندلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین
۲
چو آتشهای عشق او ز عرش و فرش بگذشتهستدر این آتش ندانم کرد من روپوش شمس الدین
۳
در آغوشم ببینی تو ز آتش تنگها لیکنشود آن آب حیوان از پی آغوش شمس الدین
۴
چو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپختهزدم آن دیک در رویش ز بهر جوش شمس الدین
صفحهٔ ۱ از ۲