شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برداشتن دل ز جهان کرد گرانیکز پیری‌ام آخر به خم افتاد جوانی
۲
مهمیز رمی نیست چو تکلیف تعلقنامت نجهد تا به نگینش ننشانی
۳
ای بیخبر از ننگ سبکروحی عنقاتا نام تو خفت کش یادی‌ست گرانی
۴
سر پنجهٔ تسخیر جهانت به چه ارزددست تو همان‌ست که دامن نفشانی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth