شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای قاعده مستان در همدگر افتادناستیزه گری کردن در شور و شر افتادن
۲
عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست استگویم که چه باشد عشق در کان زر افتادن
۳
زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین استایمن شدن از مردن وز تاج سر افتادن
۴
درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهراو ننگ چرا دارد از در به در افتادن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth