خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کنصد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن
۲
عیسی چو توی ما را همکاسه مریم کنطنبور دل ما را هم ناله سرنا کن
۳
دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیریوان خون دل زر را در ساغر صهبا کن
۴
جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زنور زهد سخن گوید تو وعده به فردا کن
صفحهٔ ۱ از ۳