خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگویمت بنشین در قدح شراب اندازکرشمه ای کن و یک شهر در خراب انداز
۲
زبان ناز فصیح و لب نیاز به مهربیا و طرح سؤالات بی جواب انداز
۳
همه نتیجهٔ سیرابی است خامی ماخدای را گذر ای بخت بر سراب انداز
۴
ز خود جدا شو و همراهی برهمن کنز خود تهی شو و سجاده بر شراب انداز
صفحهٔ ۱ از ۲