خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کسسیراب دو عالم و آبی ندیده کس
۲
مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاهدر جام عشوه زهر عتابی ندیده کس
۳
مخمور نیمه مست فراوان بود، فغانکز جام لطف مست و خرابی ندیده کس
۴
دردا که طفل طالع ما یافت تربیتدر عالمی که فصل شبابی ندیده کس
صفحهٔ ۱ از ۲