شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز این منم به صد دل خشنود در سماعدیوانه وش ز نغمهٔ داود در سماع
۲
رویم به روی دلبر و قوال در سروددستم به دست شاهد مقصود در سماع
۳
پرهیز ای فرشته که اینک به عرش و فرشافشاندم آستین می آلوده در سماع
۴
باز این چه سوزش است که خونابه ریز شدچندین هزار زخم نمک سود در سماع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth