خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۴۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین که آمده منظور لطف شاه چراغبه ناز گو بشکن گوشهٔ کلاه چراغ
۲
ز نور معرفت حق، شاه در سخن استصباح طلعت خورشید و شامگاه چراغ
۳
به روشنی شب و روز زمانه یکسان استاز آن زمان که جهان مجلس است و شاه چراغ
۴
فروغ ناصیهٔ روزگار اکبر شاهکه برفروخت به دل ها ز هر نگاه چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲