شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکینماننده کاریزی بی‌تیشه و بی‌میتین
۲
دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردردبر روزن دلبر رو در خانه خود منشین
۳
ای خواجه سودایی می باش تو صحراییدر گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
۴
چون پوست بود این دل چون آتش باشد غموین پوست از آن آتش چون سفره بود پرچین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth