شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تنز آیینه ندیده‌ست او الا سیهی آهن
۲
از آب حیات تو دور است به ذات توکز کبر برآید او بالا مثل روغن
۳
پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسداز لذت آن بوسه ای روت مه روشن
۴
گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونیزیرا که خیالش را هستم به خدا مسکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth