شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمناگر بوسه به جانی است فریضه است خریدن
۲
چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک استشوم جان مجرد برون آیم از این تن
۳
مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفتگر آن گوهر با توست صدف را هله بشکن
۴
پی بوسه گل را که فر بخشد مل راجهانی است زبان‌ها برون کرده چو سوسن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیل فعولن مفاعیل فعولن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth