خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدنوز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
۲
هر چند شب غفلت و مستیت دراز استما بر همه چون صبح بخواهیم دمیدن
۳
در پرده ناموس و دغل چند گریزینزدیک رسیدهست تو را پرده دریدن
۴
هر میوه که در باغ جهان بود همه پختای غوره چون سنگ نخواهی تو پزیدن
صفحهٔ ۱ از ۳