شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل خون خواره را یک باره بستانز غم صدپاره شد یک پاره بستان
۲
بکن جان مرا امروز چارهوگر نی جان از این بیچاره بستان
۳
همه شب دوش می گفتم خدایاکه داد من از آن خون خواره بستان
۴
دل سنگین او چون ریخت خونمتو خون من ز سنگ خاره بستان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth