خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندا آمد به جان از چرخ پروینکه بالا رو چو دردی پست منشین
۲
کسی اندر سفر چندین نماندجدا از شهر و از یاران پیشین
۳
ندای ارجعی آخر شنیدیاز آن سلطان و شاهنشاه شیرین
۴
در این ویرانه جغدانند ساکنچه مسکن ساختی ای باز مسکین
صفحهٔ ۱ از ۵