خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرود آ تو ز مرکب بار میبینوجودت را تو پود و تار میبین
۲
هر آن گلزار کاندر هجر ماندهستسراسر جان او پرخار میبین
۳
چو جمله راههای وصل را بسترخان عاشقان را زار میبین
۴
چو سررشته اشارتهاش دیدیبر آن رشته برو گلزار میبین
صفحهٔ ۱ از ۵