خلوتی با قاآنی
غزل شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
واجب نبود دل به بتی بیهده بستنکاو را نبود شیوه به جز عهد شکستن
۲
هر دوست که با دوست ندارد سر پیمانمیباید از او رشتهٔ پیوند گسستن
۳
چون یار ندارد خبر از یار چه حاصلنالیدن و خون خوردن و بر خاک نشستن
۴
یاری که وفا بیند و با غیر شود یارشرطست برو از سر عبرت نگرستن
صفحهٔ ۱ از ۳