خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زنتا چهها در می دمد این عشق در سرنای تن
۲
هست این سر ناپدید و هست سرنایی نهاناز می لبهاش باری مست شد سرنای من
۳
گاه سرنا می نوازد گاه سرنا می گزدآه از این سرنایی شیرین نوای نی شکن
۴
شمع و شاهد روی او و نقل و باده لعل اوای ز لعلش مست گشته هم حسن هم بوالحسن
صفحهٔ ۱ از ۲