خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۹۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگینکو به نقشی دیگر آید سوی تو، میدان یقین
۲
نی خوشی مر طفل را از دایگان و شیر بودچون برید از شیر آمد آن ز خمر و انگبین
۳
این خوشی چیزی است بیچون کآید اندر نقشهاگردد از حقه به حقه در میان آب و طین
۴
لطف خود پیدا کند در آب باران ناگهانباز در گلشن درآید سر برآرد از زمین
صفحهٔ ۱ از ۳